تبليغاتX
(یادداشت و برداشت)های روشنگر72
صفحه نخست | لیست مطالب | آرشیو مطالب | ارتباط با ما
نوشته : عبد ولایت    نظرات :
بصیرت خواص
این شش نماینده مشخص نیست که چرا در دیدار روز گذشته با رهبر معظم انقلاب در حالی همگان به احترام معظم له برخاسته بودند اینها نشسته بودند! نمی دانیم نام این حرکت را چه بگذاریم،غرور،عجب،......
راستی به نگاه باهنر دقت کنید!
این است تفاوت بین بصیرت خواص و مردم!

نوشته : عبد ولایت    نظرات :
مصراته؛ وداع تلخ پدر با فرزند خردسالش


باي ذنب قتلت

به كدامين گناه كشته شدند؟؟؟

نوشته : عبد ولایت    نظرات :
رامسفلد،برمر،ولفویتز و پترائوس در لیست 26 نفره مقامات تحت تحریم ایران
 متن کامل تحریم

طرح تحریم و تعقیب برخی مقامات امریکایی به اتهام نقض حقوق بشر، جنایت علیه بشریت، حمایت از تروریسم و قاچاق مواد مخدر، جدیدترین طرحی است که این روزها کمسیون سیاست خارجی مجلس به کلیات آن رای موافق داده است. براساس ماده واحده‌اي از این طرح، 26 تن از مقام‌هاي سياسي و نظامي امريكا بعنوان افراد تحت تحريم و تعقيب جمهوری اسلامی ایران معرفي شده‌اند.

  اين افراد که به دليل ارتكاب جرايمي همچون جنايت عليه بشريت، نقض حقوق بشر، حمايت از تروريسم و قاچاق مواد مخدر در فهرست مزبور قرار گرفته‌اند با مجازات‌هايي همچون؛ ممنوعيت ورود به خاك جمهوری اسلامی ايران، ضبط اموال و داراييهاي آنها در خاك جمهوری اسلامی ایران، و تعقيب بين المللي، مواجه خواهند بود.

متن كامل طرح "تعقيب و تحريم برخي مقامات آمريكايي " به شرح ذيل است:
 
مقدمه:
 
ايالات متحده آمريكا با عنايت به رويكرد يكجانبه گرايانه خود، جنايات وسيعي عليه بشريت مرتكب شده است. اگر چه كليت سياست‌هاي جنايتكارانه آمريكا محكوم است، اما برخي از مقامات آمريكايي نقش مستقيم در اين جنايات ايفا نموده‌اند.
 
اين افراد ناقض جدي حقوق‌بشر در عرصه جهاني علي‌الخصوص در عراق و افغانستان بوده و از تروريست‌ها به طور مستقيم حمايت كرده و همچنين توليد در قاچاق و ترانزيت مواد مخدر ايفاي نقش جدي نموده‌اند.
 
به منظور محكوم نمودن اين اشخاص به عنوان جنايتكاران عليه بشريت و ناقضين حقوق‌بشر اين طرح آماده شده و اسامي بيست و شش تن از مقامات آمريكايي مشخص شده است و ليست تكميلي نيز متعاقباً اعلام و به اين ليست افزوده خواهد شد.
 
ماده واحده: مقامات ‌آمريكايي اين ليست به دليل جنايات عليه بشريت و نقض حقوق‌بشر و قاچاق مواد مخدر مشمول تحريم‌ها و مجازات‌هاي ذيل مي‌شوند:
 
الف- كليه اموال و دارايي‌هاي اين افراد ضبط و توقيف مي‌شود،
 
ب- ورود اين افراد به هر نقطه از خاك جمهوري اسلامي ايران ممنوع مي‌باشد،
 
ج- قوه قضائيه مكلف است در دادگاه‌هاي كشور اين اشخاص را به عنوان جنايتكاران عليه بشريت و ناقضين حقوق‌بشر محاكمه و اقدام به صدور حكم نمايد،
 
تبصره: دادستان كل كشور موظف است فهرست اسامي و مستندات جنايات اين افراد را جهت طرح و تعقيب به دادستان ديوان بين‌المللي (آي.سي.سي) ارائه نمايد.
 
د- وزارت امور خارجه مكلف است مراتب را در مجامع بين‌المللي پيگيري نمايد،
 
ه- صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران بايد با استفاده از امكانات خود، افكار عمومي و جهاني را نسبت به جنايات اين اشخاص آگاه نمايد،
 
تبصره 1- به منظور پيگيري موارد فوق، كميته‌اي به رياست دادستان كل كشور متشكل از وزارت اطلاعات، وزارت كشور، وزارت امور خارجه، صدا و سيما، نيروي انتظامي، يك نفر از اعضاي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس و يك نفر از اعضاي كميسيون حقوقي و قضايي با انتخاب كميسيون‌هاي مزبور تشكيل مي‌شود.
 
تبصره2- اين كميته موظف است گزارش مستمر خود را به كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي ارائه نمايد.
 
 
اسامي و عناوين مقامات امريكايي مشمول طرح تحریم و تعقیب جمهوری اسلامی ایران
 
1.   توماس جي. پيكارد(Thomas J. Pickard )رئيس اف‌بي‌آي به اتهام نقض حقوق بشر در داخل امريكا (ازجمله قتل عام فرقه داووديه در سال 1993 )؛ بعنوان رئيس سازمان اطلاعات مركزي امريكا (سيا) در سال 2003 به اتهام نقض حقوق بشر در جريان حمله به افغانستان و عراق؛
 
2.    ژنرال جفري دي. ميلر (Geoffrey D. Miller ) فرمانده زندان گوانتانامو به اتهام نقض حقوق بشر و شكنجه زندانيان متهم به دخالت در فعاليت‌هاي تروريستي در سال 2002؛
 
3.   درياسالار جفري هربسون (Jeffrey Harbeson ) فرمانده كنوني زندان گوانتانامو  بدليل شكنجه و نقش حقوق بشر عليه متهمان بازداشتي در اين زندان از سال 2010 تاكنون؛
 
4.   ويليام راجرز (William Rogers) فرمانده ناو امريكايي وينسنس در جريان حمله به هواپيماي مسافربري ايران در 3 ژوئيه  1981 به دليل ارتكاب جنايت عليه بشريت؛
 
5.   فرانك جي گاردنر (Frank J. Gardner) فرماندار نظامي امريكا در عراق در سال 2003 و پس از حمله نظامي امريكا در عراق به اتهام نقض حقوق بشر و جنايت عليه بشريت؛
 
6.   پل برمر (Paul Bremer) فرماندار نظامي امريكا در عراق در سال 2003 و پس از حمله نظامي امريكا در عراق به اتهام نقض حقوق بشر و دست داشتن در شكنجه زندانيان ابوغريب ؛
 
7.   دونالد رامسفيلد (Donald H. Rumsfeld ) وزير دفاع امريكا در جريان حمله به افغانستان و عراق به اتهام كشتار مردم بي گناه، جنايت عليه بشريت، شكنجه زندانيان در زندانهاي ابوغريب، گوانتنامو، و بگرام؛
 
8.   ريچارد پرل (Richard N. Perle ) از مقام‌هاي وقت وزارت دفاع امريكا در سال 2003 از طراحان عمليات نظامي امريكا به افغانستان و عراق و دخالت در كليه جنايات انجام شده در افغانستان و عراق؛
 
9.   پل ولفويتز (Paul D. Wolfowitz ) معاون وقت وزير دفاع امريكا و از طراحان حمله به افغانستان و عراق در سال 2003 به اتهام دخالت در جنايات انجام گرفته در افغانستان و عراق ؛
 
10.  ژنرال جان كين (John M. Keane) معاون رئيس ستاد مشترك ارتش امريكا در سال 2003 به اتهام مشاركت در كشتار غيرنظاميان و شكنجه در زندانهاي ابوغريب و گوانتانامو و نقض حقوق بشر در افغانستان و عراق؛
 
11. ژنرال ريچارد كدي (Richard A. Cody ) معاون رئيس ستاد مشترك ارتش امريكا در سال 2004 به اتهام مشاركت در كشتار غيرنظاميان و نقض حقوق بشر در افغانستان و عراق؛
 
12. ژنرال جيمز ماتيس (James N. Mattis ) فرمانده عمليات نظامي امريكا در عراق در جريان حمله به فلوجه درسال 2003 بدليل جنايت عليه بشريت ونقض حقوق بشر؛
 
13.  ژنرال جرج كيسي(George W. Casey Jr. ) معاون در 2003  و سپس رئيس ستادمشترك ارتش امريكا در 2007)، فرمانده امريكايي عمليات اشغال نظامي كنسولگري ج.ا. ايران در اربيل عراق و زنداني نمودن غير قانوني 5 نفر از ديپلمات‌هاي ايراني به مدت بيش از دو سال ونيم  و آزار و اذيت آنها به دليل نقض حقوق بين الملل و حقوق بشر؛
 
14. ژنرال ريكاردو سانچز (Ricardo Sanchez ) فرمانده امريكايي مسئول شكنجه زندانيان ابوغريب و شكنجه زندانيان غير نظامي به دليل نقض حقوق بشر و حمايت از تروريست ها؛
 
15. ژنرال تامي فرانكز (Tommy Ray Franks) فرمانده نيروهاي امريكايي در عراق پس از اشغال به اتهام نقض گسترده حقوق بشر در عراق؛
 
16.  ژنرال ديويد پترائوس (David H. Petraeus) فرمانده وقت نيروهاي امريكايي در عراق و فرمانده نيروهاي ناتو در افغانستان (نامزد كنوني رياست سيا) به اتهام نقض حقوق بشر در افغانستان و عراق و دخالت در قاچاق مواد مخدر؛
 
17.  ژنرال ريموند اوديرنو (Raymond T. Odierno ) فرمانده وقت نيروهاي امريكايي در عراق به اتهام نقض حقوق بشر؛
 
18.  ژنرال جانيس كاربينسكي (Janis Karpinski ) مسئول زندان ابوغريب به اتهام  شكنجه زندانيان و نقض حقوق بشر؛
 
19. استفن كامبون (Stephen A. Cambone) معاون وزير دفاع امريكا درامور اطلاعاتي از سال 2003 تا 2007 به اتهام دخالت در شكنجه زندانيان و نقض حقوق بشر؛
 
20. ژنرال استنلي مك‌كريستال(Stanley A. McChrystal)  فرمانده نيروهاي امريكا در افغانستان به اتهام كشتار مردم و غيرنظاميان، شكنجه و آزار زندانيان در بگرام،  نقض حقوق بشر، حمايت از تروريسم، و دخالت در قاچاق مواد مخدر؛
 
21. ژنرال جك بريگز (Jack L. Briggs) فرمانده پايگاه هوايي بگرام در افغانستان به اتهام حمايت لجستيكي و آموزشي از اعضاي گروهك تروريستي جندالله،  حمايت از تروريسم، كشتار غيرنظاميان در افغانستان و نقض گسترده حقوق بشر؛
 
22. لويس فري (Louis J. Freeh) رئيس سازمان تحقيقات فدرال امريكا (اف بي آي) به اتهام گمراه كردن كشورهاي ائتلاف با اطلاعات نادرست در حمله به عراق، نقض حقوق بشر، مشاركت در شكنجه و آزاد زندانيان ؛
 
23. ژنرال جيمز جونز (James L. Jones) مشاور امنيت ملي پيشين رئيس جمهوري امريكا به اتهام حمايت از تروريسم و گروهك تروريستي منافقين (مجاهدين خلق)؛
 
24. رابرت مولر (Robert Muller) رئيس وقت سيا به اتهام مشاركت در كشتار مردم و غيرنظاميان در افغانستان و عراق و نقض گسترده حقوق بشر ؛
 
25. ژنرال پيتر جي. شوميكر (Peter J. Schoomaker) رئيس ستاد مشترك ارتش امريكا در سال 2007 به اتهام مشاركت در كشتار غيرنظاميان، نقض حقوق بشر در افغانستان و عراق و شكنجه زندانيان در گوانتانامو  و بگرام؛
 
26.  استوارت لوي (Stuart Levy) معاون پيشين وزارت خزانه‌داري به اتهام نقض حقوق بشر عليه مردم ايران؛
 

نوشته : عبد ولایت    نظرات :
عکس/ شوخی شوخی ، جدی شد

 مهرداد خواجوی گَوَنی به سال 1348 در تهران متولد شد. پدرش «احمد» از اهالی گلباف (شهری از توابع کرمان) بود. وی در سال  در سال 1359، به کرمان مراجعت کرد. مهرداد به سال 1362، راهی حوزة علمیة کرمان شد. مهرداد در اواخر همان سال با وجود تمام مخالفت ها عازم جبهه شد و در آغاز ورود، به واحد اطلاعات عملیات لشکر «ثارالله(ع)»،پیوست. مهرداد، دیگر جبهه ها را رها نکرد تا سرانجام  در خرداد سال 1367، در منطقة شلمچه بر اثر ترکش خمپارة  به سرش، به شدّت زخمی شده و چند روز بعد، در بیمارستانی در اهواز، بال در بال ملائک گشود.

عکس زیر ، شهید خواجوی را در خوابی عمیق نشان می دهد. رفقای مهرداد ، از سر مزاح ، روی کاغذی نوشتند: «شهید اسلام ، طلبه مجاهد، مهرداد خواجوی» و کاغذ را گذاشتند روی سینه ی او و عکسی به یادگار گرفتند. هیچ کس تصور هم نمی کرد که این مزاح ِ دوستانه ، مدتی بعد به حقیقتی جدی بدل شود و پیکر پاکِ مهرداد خواجوی ، پیچیده در کفن ، با چنین نوشته ای بر روی سینه اش ، به تهران منتقل شده و در بهشت زهرا(س) آرام بگیرد.

مرقد پاک مهرداد در بهشت زهرا (س) ، قطعه : 26، ردیف : 577 ، شماره :42 قرار دارد.

روحمان با یادش شاد

«شهید اسلام ، طلبه مجاهد، مهرداد خواجوی» (نفر اول از چپ)

نوشته : عبد ولایت    نظرات :
میتی که کسی برای آن فاتحه نمی خواند
سالمرگ دوم خرداد

 خاتمی همچنان دچار سرگیجه

دوم خرداد حاصل یک تب سیاسی بود که جریان های معاند با نظام اسلامی در صدد بودند تا با موج سواری و استفاده از این موج غیر طبیعی، ریشه تنومند انقلاب اسلامی را درهم تنیده و قبل از آنکه التهاب فروکش کند بهره خود را از آن اخذ نمایند.
اما این تب قبل از آنکه بتواند کاری از پیش برد به سرعت به عرق نشست و با صلابت و اقتدار نظام و مردم و پیوند آنان با رهبری هوشمند، آن جریان برانداز نتوانست اهداف خطرناک چیده شده را محقق نماید. دوم خرداد اما از نگاهی دیگر محصول فعالیت گسترده لایه های گوناگونی از معاندین و عقده فرو خورده های امام، نظام و رهبری بود. کسانی که از سال ها پیش از به راه انداختن این بازی در اتاق های فکر امنیتی، سیاسی، اندیشه ای و اجتماعی چگونگی طراحی براندازی نرم را تئوریزه می کردند تا در وقت اجرا بی کم و کاست از سوی مجریان صحنه، پیگیری و عملیاتی شود.عمده کار پروژه دوم خرداد اما بر دوش کسانی نهاده شد که در دولت های پیش از این نیز سهم داشته و اغلب مراکز مهم در اختیار آنان بود. نقاب دوم خرداد نیز برای ادامه بازی اما در ریلی پوپولیستی تر و فریب کارانه تر تعبیر شده بود.
کارگزاران سناریوی پیش گفته جمعی متکثر را تشکیل می داد جمعی از آنان از به ظاهر روشنفکرانی بودند که جز پستوی خانه خود و اغلب آشنایی الفاظ شبه روشنفکرانه مخاطب دیگری برای خود پیدا نکرده بودند. جمعی دیگر نیز به ظاهر انقلابی هایی بودند که از انقلابی گری پشیمان شده و دوره استراحت خود را می گذرانند. سوخت انقلابی گری آنان حتی تا 10 شال از انقلاب دوام نیاورده و به سرعت روبه اضمحلال نهاده بود. در این میان اما عده ای نیز برای ادامه کام جویی از قدرت و ثروت، همراه دوم خرداد شده و البته به همراه خود نو کیسه گانی که تازه بوی کباب به دماغشان رسیده بود نیز همراه کرده بودند.
همچنین جمع دیگری این مجریان را فرومایگانی تشکیل می داد که به دلیل مفاسد اخلاقی و اعتقادی خود، در صدد ولنگاری و بی بند و باری بوده و پایبندی به مبانی عقلی و شرعی، بنیان خانواده و مسائلی از این دست، عطش سیری ناپذیر حیوانی آنان را ارضاء نمی ساخت. اینان به بهانه دوم خرداد قصد داشتند تا خودکامی از بیمبالاتی گرفته و اهداف لیبرالی خود را محقق سازند و البته حساب توده های مردم از این سیاست بازان جدا بود و مردم راه خود را به خوبی جدا کردند.در آستانه شکل گیری و اجرای سناریو در سال 75 و 76 اما دلسوزانی در جامعه بودند که بارها سخن از ضرورت مواظبت مسیر انقلاب و جدیت خطر پدیداری انحراف در این مسیر توسط جماعتی به ظاهر نوگرا را می دادند.آنان در سخنان خود بارها ماجرای انحراف مشروطیت را مطرح و ضرورت تبیین آن برای نسل ها را متذکر میشدند. همچنین ماجرای پلوهای انگلیسی سفارت خانه استعمار پیر که باصطلاح مشروطه خواهان عدالت طلب را انگلیسی تربیت کرد گوش به گوش شنیده می شد...
اینک 14 سال از برپایی سناریوی کلاه گذاشتن بر سر مردم در دوم خرداد می گذرد. در حالی که اکثر کارگزاران این پروژه یا به مأمن اصلی خود در غرب پناه برده یا به علت طراحی و پیاده سازی فتنه ای دیگر برای براندازی نظام البته با محکومیت هایی نه چندان متناسب با آن جرم عظیم و نابخشودنی، دوران حبس خود را طی میکنند یا در داخل با انزوا و طرد شدید مردم مواجه شده حتی روی مواجه شدن با همسایگان و اطرافیان را نیز ندارند یا با غوطه وری ولنگاری های اخلاقی و اعتقادی کارشان به هم آغوشی صهیونیست ها و انکار دین و شریعت و حتی کشف حجاب و انکار شرعیات رسیده است.منتظری مرجع ناکام این عده تا آستانهگور، استفتای رادیو اسرائیل و بهایی ها را پاسخ می داد و صانعی که خواستند از او جایگزینی برای منتظری بسازند به دلیل فتاوای شاذ و عوام پسند که تنها دل دخترکان هر جایی را بدست می آورد و چیزی از متن دین و فقه در آن نبود مورد طرد و انزوای مردم واقع شده و سرانجام جامعه مدرسین حوزه علمیه هم او را از مرجعیت خودخوانده خلع نمود.شیرین عبادی که دشمن سعی داشت از او الگوی زنان ایران بسازد به آغوش صهیونیست ها پناهنده شد و با همکاری با همجنس گرایان و بهائیان، فلسطینی ها را خشونت طلب معرفی کرد. مهدی هاشمی رفسنجانی که در بحبوحه فتنه 88 یکی از کارگزاران رسمی آن بود به بهانه تحصیل به لندن، مأمن فراماسونها گریخت و با حمایت بی دریغ بابا! سناریو های سرویس جاسوسی برای ایران را مطالعه می کند.
 مهاجرانی که آخر هم معلوم نشد تعداد زن های رسمی اش به چند عدد رسیده نیز راه اقامت و پناهندگی انگلستان خبیث را برای خود برگزید و با حضور در شبکه بی.بی.سی که از ابتدای تأسیس تاکنون دروغ و براندازی نرم را علیه ملت ایران به کار گرفته به عنوان دستمال گزارشگر شده آنان ایفاگر نقش شده است.محسن کدیور برادر یکی از زنان رسمی مهاجرانی نیز در لندن مشغول انکار دین، وحی و مقدسات الهی است. سروش دیگر لندن پناهندهای است که قرآن را منکر شده و کارش به جایی رسیده که صهیونیست ها نیز او را جدی نمی گیرند. کفریات سروش در هجو رسول اسلام(ص) و قرآن صدای منکران را هم درآورد.فائزه هاشمی هنوز اما در رویای ولنگارانه خود غوطه ور است. او با فرزندانش هر روز از این سوی دنیا به آن سو و حتماً با پول شخصی- که از شیر مادر نیز به آنان حلال تر است- در حال مسافرت است. لندن، دبی، مالزی و ... مقصد های هدف دار ولی هدف این دخترک دوم خردادی شده است.
اکبر گنجی هم که بین لندن واشنگتن در حال سعی است مهدی موعود را به انکار نشست و با فلان خواننده هرزه خوان لس آنجلس هر روزه به معاشقه مشغول است.محتشمی پور به عراق رحل اقامت گسترانده و موسوی خوئینی ها هم هر روز با شکست پیاپی طرح های مخوف و مخفیانه اش بیش از پیش گیج و ناامید شده است.حجاریان که به عنوان مغز منفصل اصلاحات از سوی طراحان بازی دوم خرداد با رضایت خودش ترور شد نه به حاکمیت دوگانه و نه به فشار از پائین و چانه زنی از بالا دست یافته و همچون سایر حرف هایش«مفت» بودن نظریاتش را به عینه نقش بر آب دیده است.مجید انصاری هم که همچنان منطقه جماران را به عنوان نقطه کانونی چپاول اقتصادی می شناسد به همراه سایر جماران نشینان رگ حیات خود را در مخفی بودن و مخفی ماندن یافته است. تاجیک، نظریه پرداز استراتژیک دوم خردادی منزوی شده و عبدالله نوری از شدت غرور و نخوت تنها به فکر آن است که دیگران دست بوسی او را پذیرفته و به سراغش آیند.فاطمه حقیقت جو و فریبا داوری مهاجر هم به دامن منافقین پناهنده شده و با کشف حجاب از اتاق خلوت آنان با مسعود رجوی خبری در دست نیست.
 خدمات بی مزد و منت مزروعی، افشاری، شمس الواعظین، واحدی، اشکوری و ... برای سنای آمریکا و ملکه انگلستان به حدی رسیده که مسابقه شان برای هتاکی به مسئولان نظام و مردم ایران نیز بر حقوق بخور و نمیرشان نمیافزاید.مرعشی، تاج زاده، بهزاد نبوی، آرمین رمضانزاده نیز در داخل مدت حبس نامتناسب با جرم براندازی شان را میگذرانند و گرچه از ابعاد پرونده های دیگرشان همچون پرونده های اقتصادی، سیاسی، جاسوسی، انفجار دفتر نخست وزیری و ... پرده برداری نشده اما هیچکس نیز رغبتی به احوالپرسی از آنان ندارد.موسوی و کروبی نیز در حبس انزوایی از مردم خیال بافی می کنند. خسرو قنبری تهرانی همچنان خطرناک و مرموز است و ابطحی برای رو نشدن پرونده سراسر مفسده خود تنها هر از چند گاهی عکسی از خود که نشان دهنده عدم مرگش است را منتشر می سازد. سحابی هم شاید انتظار عزرائیل را می کشد.
خاتمی اما همچنان متوهّمانه مطرود همگان شده و به دنبال رسانهای برای حرف زدن است. حرف هایی که خودش هم آن را جدی نمی گیرد و در بازی دوگانه حمایت از فتنه گران و یا عذرخواهی ظاهری از نظام دچار سرگیجه است. امروز باید سالمرگ دوم خرداد به نظاره نشست و عبرت گرفت. عاقبت جریان سیاست باز که از دغدغه های مردم غافل شد و به نظام و آرمانهای مردم و انقلاب اسلامی پشت کرد چیزی جز این نیست.

نوشته : عبد ولایت    نظرات :
او هنوز اعلام برائت نکرده؛
پازلی از تصاویر سید حسن خمینی
در پوستر زیر تصاویری از حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در کنار برخی از سران فتنه را مشاهده می کنید .



منبع:باشگاه خبرنگاران

نوشته : عبد ولایت    نظرات :
جواني كه با ديدن مختارنامه شيعه شد

"هر هفته اين فيلم را مي ديدم. خيلي علاقه به اين فيلم داشتم. از قسمت هايي که خيلي من را متاثر کرد آنجا بود که صحنه هايي از واقعه ي کربلا را به تصوير کشيده بودند."

 

به گزارش  شیعه آنلاین، "درّزاده" جوان باهوش و با استعداد است. وی در شهرستان نيکشهر تحصيل می کند و بيش از يک هفته است که به مذهب اهل بيت (ع) گرويده است.

او درباره چگونگي شيعه شدنش چنين مي گويد: از زماني که فيلم مختار از تلويزيون پخش مي شد هر هفته اين فيلم را مي ديدم. خيلي علاقه به اين فيلم داشتم. از قسمت هايي که خيلي من را متاثر کرد آنجا بود که صحنه هايي از واقعه ي کربلا را به تصوير کشيده بودند که دل هر سنگي را آب مي کرد.

آنجا که امام حسين (ع) و اصحابش نماز مي خواندند و آن لعنتي ها به طرفشان تير پرتاب مي کردند دلم شکست و اشک هايم برروي گونه هايم سرازير شد. به خود گفتم مگر امام حسين (ع) نوه پيامبر نبود؟ مگر پيامبر جلوي اصحاب نوه هاي خود را احترام و نوازش نمي کرد؟ مگر نه اين است که نگه داشتن احترام فرزند احترام به پدر و جد است؟ مگر در قرآن کريم پيامبر نفرموده: از شما هيچ اجر و مزدي در برابر رسالتم نمي خواهم مگر اينکه نزديکان من را دوست بداريد؟ پس چرا اينگونه فرزندان پيامبر (ص) را به فجيع ترين وضع به شهادت رساندند؟ مگر چه جرمي مرتکب شده بودند؟

مدام اين سوالات را در ذهنم مرور مي کردم و صحنه هاي کربلا را تصور مي کردم. ولي قضيه براي من حل نمي شد.

از ملاها درباره فيلم مختار سوال مي کردم مي گفتند: ديدن اين فيلم حرام است و اين فيلم دروغ را شيعيان ساخته اند براي اينکه اهل سنت را بد نام کنند.

پرسيدم: کجاي فيلم عليه شما اهل سنت است؟
گفت: آنجا که عبيدالله بن زياد مثل سني ها وضو مي گرفت. از دليلي که آورد در دلم خنديدم و گفتم: ابن زياد شيعه بود يا سني؟
گفت: سني.
گفتم: پس چه توهيني به شما کرده اند. گفت: با حالت تمسخر و خنده دار آن را نشان داده است. ديگر با ملا بحث نکردم که مبادا به من شک کند زيرا اگر کسي با آنها بحث کند وآنها را سوال پيچ کند سريع برچسب تشيع مي زنند.

به خود مي گفتم در آخر فيلم اسامي کتاب هايي که بر اساس آن فيلم را ساخته اند با تمام مشخصاتشان را نمايش مي دهند بيشتر آنها کتاب هاي تاريخي اهل سنت است اگر دروغ است چرا تاريخ نويسان سني آن را نقل کرده اند و اگر راست است چرا ملاها و مولوي ها مي گويند دروغ است؟

براي من يک سوال مهم پيش آمده بود که چرا اهل سنت مانند شيعه اينقدر به اهل بيت اظهار علاقه نمي کنند؟

وقتي از يک مولوي سوال کردم آيا حاضريد يزيد را به خاطر جناياتي که کرده لعن کنيد؟
گفت: نه.
گفتم چرا؟
گفت: خب يک اشتباهي مرتکب شده لعن کردن کار من و شما نيست. لعن کردن کار خدا است و خدا مي داند چه کسي را لعن کند و چه کسي را لعن نکند.
گفتم: اگر ما دعا کنيم که لعنت خدا بر يزيد باد آيا اشکال دارد؟
گفت: نه.
گفتم: همين کار را حاضريد بکنيد؟
گفت: نه!
گفتم: آيا يزيد با سه جنايتي که در ۳ سال حکومتش انجام داد که سال اول امام حسين (ع) و يارانش را شهيد کرد و سال دوم به مدينه حمله کرد و تا سه روز جنايت هايي به بار آورد که زبان از گفتن آن قاصر است و سال سوم کعبه قبله گاه مسلمين را به آتش کشيد باز هم شما نمي خواهيد او را لعن و نفرين کنيد؟ پس چه کساني مستحق لعن هستند؟!

از يکي از دوستان شماره يک روحاني شيعه را گرفتم و از او اين سوالها را پرسيدم. حرف عجيبي زد که تنم را به لرزه در آورد و پنجره ي جديدي را مقابل من باز کرد.

مي گفت: يکي از علماي اهل سنت به نام سعد الدين تفتازاني در کتاب شرح المقاصد از اين راز پرده برداشته و در بيان علت اينکه چرا علماي اهل سنت حاضر نيستند بر يزيد لعن کنند مي گويد: فان قلت فمن علمأ المذهب من لم یجوز اللعن علی الیزید مع علمهم بانه یستحق ذلک و یزید قلت تحامیاً من ان یرتقی الی الاعلی فالاعلی. «اگر بگویید پس چرا برخی از علمای مذهب ما لعن یزید را تجویز نمی‏کنند با این که می‏دانند یزید استحقاق لعن و بیشتر از لعن دارد؟من پاسخ می‏گویم که هدف آنها پیشگیری از رواج و سرایت آن به شخصیت‏های برتر است» شرح‌ المقاصد، ج‌ ۵، ص‌ ۳۱۱

گفتم: چطور؟ بيشتر توضيح دهيد.
گفت: اهل سنت حاضر به لعن يزيد نيستند چون اگر يزيد زير سوال برود اين سوال پيش مي آيد که اين فرد فاسد و بي دين را چه کسي خليفه مسلمين قرار داده؟ مي گويند: معاويه! پس معاويه با وجود اينکه مي دانست فرزندش چنين موجود فاسدي است ولي به زور از مردم براي او بيعت گرفت. پس معاويه در جنايات يزيد شريک است و معاويه زير سوال مي رود. حال چه کسي معاويه با اين اوصافي که داشت حاکم شام قرار داد؟ جواب مي دهند: خليفه ي دوم عمر بن خطاب.

چون با لعن يزيد، عمر بن خطاب زير سوال مي رود حاضر به لعن يزيد نيستند تا مبادا کار خليفه ي دوم زير سوال نرود.
با تعجب پرسيدم: پس عمر در شهادت امام حسين (ع) دست داشته است؟!

گفت: به صورت غير مستقيم بله. چون مسير امامت را عوض کردند و جاده اصلي را کج کردند و آخرش به آنجا رسيد که نوه پيامبر (ص) را با لب تشنه بين دو رودخانه شهيد کردند و يک سوال اساسي باقي مانده که چرا عمر بن خطاب در دوران خلافتش همه ي استاندارن خود را جابجا کرد و تنها استانداري که نه خليفه دوم و نه خليفه ي سوم او را تغيير ندادند معاويه بن ابي سفيان بود؟! آنقدر او را بر سر قدرت نگه داشتند که وقتي زمان خلافت ظاهري اميرالمومنين ايشان تصميم مي گيرد او را از مسند قدرت پياده کند به جنگ حضرت مي آيد و خون هزاران مسلمان را بر زمين مي ريزد!

از راهنمايي هاي آن روحاني تشکر کردم و با او خداحاقظي کردم و به خود گفتم: حال که علماي اهل سنت براي زير سوال نرفتن خلفاي خود حاضرند بر تن يزيد ملعون لباس قداست بپوشانند پس بسياري از حقايق است که آن را کتمان کرده اند و حاضر نيستند بازگو کنند تا مبادا بزرگانشان زير سوال بروند.

از آنجا فهميدم که راز انکار شهادت حضرت زهرا (س) آن هم در اوج جواني، همين مسئله ي زير سوال نرفتن صحابه است و الا هيچ دليل منطقي و ثابتي براي درگذشت حضرت زهرا (س) ندارند و مولوي ها خود را به اين در و آن در مي زنند تا دليل قانع کننده اي براي سوالات بي شمار اهل سنت بيايند!

با اين حقايقي که يافتم به هيچ وجه نمي توانستم خود را قانع کنم که در روز قيامت در برابر سوال پيامبر (ص) درباره اهل بيت خود چه پاسخي بدهم جز اينکه به مذهب نوراني اهل بيت (ع) بپيوندم و شيعه شدم.

هنوز خانواده ام از شيعه شدنم خبر ندارند. گاهي درباره امام حسين (ع) و ظلم هايي که در حقشان شده با آنها صحبت مي کنم ولي آنها فقط گوش مي دهند و هيچ عکس العملي نشان نمي دهند. از خداوند متعال که صاحب قلوب است مي خواهم قلوب آنها را به سمت اهل بيت (ع) هدايت کند.

آرزوي دارم خداوند توفيق زيارت حرم مطهر حضرت معصومه (س) و برادرش امام رضا (ع) را نصيب من بگرداند و با فقر اقتصادي که داريم اگر مومنين باني خير نشوند بعيد است به اين زودي ها بتوانم حرم با صفا و نوراني کريمه ي اهل بيت و ثامن الحجج (ع)را زيارت کنم.

نوشته : عبد ولایت    نظرات :
مشاور فرمانده کل سپاه پاسداران گفت: چند سال عده ای به مقام معظم رهبری می گفتند چرا اینقدر از دولت حمایت می کنید و ایشان می فرمودند چون این دولت خجالت نمی کشد بگوید مدافع اسلام و نظرات امام و رهبری است حال کار به جایی رسیده که عده ای در دولت به جای نهج البلاغه منشور کوروش بلند می کنند.

..

وی رئیس جمهور را نماینده تفکر ولایی دانست و گفت: به همین دلیل است که الان هم با وجود بسیاری از اتفاقات ناراحت کننده در دولت می گوییم

اینها عارضه و مرض است و از جایی رسوخ کرده و جوهره نیست.



ادامه متن ...
نوشته : عبد ولایت    نظرات :

حجت بر همه تمام شد؛ ‌روزشمار ولایت پذیری را آغاز کنید !

نقدنیوز ، سرویس سیاسی: شاید کسانی که داعیه دار حفاظت از ولایت پذیری مسئولین هستند ولایت پذیری خودشان را از یاد برده اند که مدام روی فرامین رهبری خط قرمز می کشند؛ یا جنبه ی ارشادی به قضیه می دهند و یا با تحلیل های خود رأی صحبت های حضرت آقا را محدود می کنند. تیر 78 و خرداد 88 و حالا اردیبهشت 90 ؛ مقاطع حساسی که مقام معظم رهبری حجت را بر همه تمام کردند؛ ولی تفاوت موضع گیری های رهبری در تیر 78 و خرداد 88 با سوم و چهارم اردیبهشت 90 در یک نکته اساسی است؛ مطمئناً فرامین رهبر انقلاب باید بدون در نظر گرفتن هر مصلحتی انجام شود و اگر این اتفاق حتی از روی غفلت هم صورت بگیرد نتیجه اش طبق فرموده حضرت آقا جز خیانت چیزی دیگر نیست.

حضرت امام(ره) در اردیبهشت 58 یعنی همان اوایل انقلاب  تاکید می کردند: «امروز كه حساس‌ترين مواقعى است كه ما در آن واقع هستيم و احتياج ما به اجتماع، احتياج ما به اتحاد، بيشتر از هر چيزى است، اين مسائل فرعى را بايد كنار بگذاريم برويم روى مسائل اصلى.»
ایشان گرفتاری ها و مشکلات را نفی نمی کردند؛ بلکه می فرمودند: «مسائل اصلى را الآن بايد ملاحظه بكنيم. الآن گرفتاري‌هايى ما داريم، همه داريم نه‏ اينكه شما تنها داريد، نه اينكه دانشگاهى گرفتارى دارد، همه گرفتارى دارند؛ لكن امروز روزى نيست كه ما طرح گرفتاري‌ها را بكنيم. امروز روزى است كه ما اين مسائل اصولى را جلو ببريم كه يك حكومت مستقرى به كار بشود ...»
امام(ره) تیر ماه همان سال نیز باز این موضوع را به تفصیل مطرح می کنند: «ما بايد بيدار باشيم آقا! توجه داشته باشيم. وقت اين نيست كه امروز سر افراد دعوا بكنيم، وقت اين است كه امروز همه قوايمان را متحد كنيم و اين گروه گروه‌ها يكى بشوند همان طورى كه با يكى بودن، اين قدرت را به زمين زديم، با يكى بودن به جلو برويم، نه اينكه حالايى كه ما با يكى بودن، قدرت را زمين زديم، حالا متفرق‌مان كنند؛ و بعد هم يك قدرتى بيايد همه ما را از بين ببرد. الآن وقت وحدت كلمه است. الآن وقت اين است كه همه ما قدرت‌هايمان را روى هم بگذاريم. از من، كه يك طلبه هستم، از شما آقايان، از اين علماى اعلام اصفهان، يا جاهاى ديگر...»
به نظر می رسد سخنان آن روز امام راحل با سخنان امروز مقام معظم رهبری قرابت ويژه‌اي داشته باشد و تنها پای یک تشابه ساده در میان نیست. 
برای چندمین بار متوالی رهبر معظم انقلاب در مورد وجوب مسائل اصلی و فرعی و لزوم پرداختن به آنان تاکید کردند. تاکیدی که باید مورد توجه رسانه های خبری-تبلیغاتی و سیاست گذاران این رسانه ها قرار بگیرد. شاید کسانی که داعیه دار حفاظت از ولایت پذیری مسئولین هستند ولایت پذیری خودشان را از یاد برده اند که مدام روی فرامین رهبری خط قرمز می کشند؛ یا جنبه ی ارشادی به قضیه می دهند و یا با تحلیل های خود رأی صحبت های رهبری معظم را محدود می کنند.
آیا وقت آن نرسیده است که حقیقتاً برای یک بار هم که شده مسائل اصلی و فرعی را جدا کنند و به سوی مسائل اصلی قدم بردارند؟  بیش از 20 سال است که دغدغه اصلی‌شان  مفاسد اقتصادی، پیشرفت و عدالت است؛ ولی یک بار هم از رفت و آمد یک وزیر مطلبی را بیان نکرده‌اند. هرجا صلاح دولت و ملت بود لب به سخن گشودند و هر جا لازم بود از جان خود مایه گذاشتند. تیر 78 و خرداد 88 و حالا اردیبهشت 90؛ مقاطع حساسی که مقام معظم رهبری حجت را بر همه تمام کردند؛ ولی تفاوت موضع گیری های رهبری در تیر 78 و خرداد 88 با سوم اردیبهشت 90 در یک نکته اساسی است.
در دیدار اخیر مقام معظم رهبری با مردم فارس، رهبری معظم به رسانه های تبلیغاتی و افرادی که در این فضا کار می کنند حجت را تمام کردند که مسائل هیچ و پوچ را به جنگ های رسانه‌ای تبدیل نکنید، یا به عبارتی دیگر خودی ها نباید خوراک را برای دشمنان قسم خورده انقلاب فراهم کنند.
در دیدار چهارم اردیبهشت 90 با فرماندهان نیروی انتظامی، یعنی فردای دیدار مردم فارس با ایشان باز هم ولی فقیه زمان از کج روی ها و نافهمی های عده‌ای از رسانه ها و تریبون به دستان جامعه گله میکنند ایشان در همین دیدار می‌فرمایند: متاًسفانه برخوردی كه برخی روزنامه‌ها با این سخنان(سخنان در دیدار با مردم فارس ) كردند، بجای القای آرامش در كشور، القای دوگانگی و دعوا را می‌كرد.
رهبر انقلاب اسلامی خطاب به صاحبان قلم و تریبون همچنین برای چندمین بار طی سال گذشته و امسال خاطرنشان كردند: "نباید به گونه ای صحبت و یا مطلبی نوشته شود كه القای تنش و درگیری در جامعه باشد؛ زیرا این موضوع، خلاف شرایط كنونی كشور است.
این جمله مقام معظم رهبری که می فرمایند "خلاف شرایط کنونی است" چگونه باید تحلیل شود؟ چگونه باید فهمانده شود؟ آیا کسانی که پشت پرده رسانه های تأثیر گذار کشور هستند و ادعای ولایت پذیری‌شان گوش فلک را کر کرده است درک این جمله ساده و البته مهم و کلیدی را ندارند؟!! به راستی روزشمار ولایت پذیری تا کی باید برای خودمان خاموش بماند؟
آقا فرمودند: "در جلسات ‌هر چه می‌خواهید بگویید اما به جامعه نكشانید زیرا مردم گناهی ندارند".
آقایان مدعی سیاستمداری ؛ بزرگ شوید! تا کی باید امام جامعه به شما در مورد نحوه اظهار نظر و عملکردتان تذکر دهد؟ تا چه زمان رهبری باید از خود خرج کند و طوری وارد مسائل شود که همه جامعه آگاه شود!؟ این به ضرر مملکت است این به ضرر شأن خود شماست؛‌ طبعاً مردم گوش به فرامین رهبری دارند. براستی نگاه آخرالزمانی این است؟ امام(ره) فرمود هر مسئولی که در جمهوری اسلامی نگاه آخر الزمانی نداشته باشد خائن است! (قریب به مضمون)
دشمنان اسلام در مسائل اساسی در مصلحت‌شان شک نمی کنند اما ما در مواقعی که با  اتحاد داخلی و انسجام قوا می‌توانیم از شرایط کنونی جهان برای به زمین زدن کفر و یکپارچه ساختن جبهه حق استفاده ببریم با اظهار نظرها و عملکردهای غیر مدبرانه و همچنین رو‌کم‌کنی‌های سیاسی در کار گره ایجاد می کنیم.
چرا مصداق ولایت‌پذیری برای هر کس معنای متفاوت دارد؟ از کسانی که خودشان را از رهبران نظام اسلامی می‌دانند و  رهبری حضرت آقا را قبول ندارند که انتظاری نیست؛ از دوستانی انتظار ولایت پذیری می‌رود که روزی خود را سپر ولایت می‌نامیدند، روزی خود را ملزم به اطاعت از ولی فقیه می‌دانستند. 
حال که در دو روز متوالی رهبر معظم انقلاب حجت را در بحث جنجال‌های رسانه‌ای برای هیچ و پوچ بر همگان تمام کردند باید دید افرادی که ابزارهای رسانه‌ای را در اختیار دارند به چه اندازه دقت می‌کنند و چقدر زبان و قلم خویش را در راه احقاق اهداف اسلام به کار می گیرند و به دور از قرض ورزی‌های شخصی یاری رسان این راه مقدس و شریف هستند.
از کاه، کوه نسازیم و خواسته یا ناخواسته موجبات تخریب نظام را فراهم نکنیم... ریشه بسیاری از اختلافات مسئولین محصول شانتاژهای رسانه‌ای رسانه های بعضی مقامات مسئول و جناح ها است که با تیترها و گزارش ها و نوشته‌های جهت دار خود برای ضربه زدن به اشخاص استفاده می کنند.
سخنان رهبری حقیقتاً‌ ساده و روشن است و هر عقل سلیمی بدان حکم می کند اما چیزی که در این بین مورد غفلت قرار می‌گیرد آرمان گرایی است؛ مسائل فرعی را به مسائل اصلی تبدیل کردن  است. اینها هزینه های گزافی است که به مردم، نظام و رهبری تحمیل می شود.

نوشته : عبد ولایت    نظرات :

منتظر الریاسه ها از احمدی نژاد پیش قدم تر بوده اند!!؟


فاطمه رجبی
تریبون مستقل ندارم! نمی توانم آنچه می اندیشم و تحلیل می کنم، چنان که هست را به طور همه جانبه بگویم. آنچنان براساس واقعیت بگویم و بنویسم، مانند مطلبی که در شهریور 85  پیرامون سفر محمد خاتمی به واشنگتن نوشته ام! و چنان همه جانبه تخریب شوم، مانند آنچه در آن روزگار شدم! راست و چپ، صاحب قلم و بیان، همه تریبون داران بکوبند و دشنام دهند که محمد خاتمی رییس جمهور هشت ساله ایران بوده، خدمت کرده، احترامش الی الأبد واجب است. و ... و تو نویسنده رانت خوار هستی، قلمت بی ارزش است و باید تعقیب و دستگیر شوی. در برج عاج نشسته ای و ... و در همه این گفته ها و نوشته ها، محمدخاتمی "حجت الاسلام و المسلمین" بماند و غیره! چرا؟ منهای زد و بندهای پشت صحنه، زیرا او زمانی دارای رأی از ملت ایران بوده و به همین دلیل هر چه توانسته ویرانگری فرهنگی و سیاسی و اقتصادی انجام داده است. بالاتر از همه علت نوشتن مقاله اینجانب سفر او به واشنگتن با ویزای شخصی بوش و تشریفات ویژه کاخ سفید بود! دنیای سیاست یعنی همین! مصلحت اندیشی یعنی همین! و تاریخ را با تحریف نگاشتن، وارونه نگاشتن و براساس میل و سلیقه و اهداف جناحی، نگاشتن یعنی همین!

همین سیاستمداری و تشخیص مصلحت ها و تاریخ نوشتن هاست که هشت سال توسعه ویرانگر را ثمرات بی مانند و بی سابقه و معجزه آسای سردار سازندگی می کند. و امیرکبیر دوباره از رییس جمهور مبتکر آن می سازد و مجسمه او ساخته می شود و هنوز که هنوز است و بسیاری از پرده ها بالارفته ، هاشمی مکرر به دفاع از فتنه گران برانداز 88 می پردازد و فرزندانش در داخل و خارج "شاهنامه" می سازند. هاشمی در همان قلم ها و زبان ها، حتی حین انتقاد، حضرت آیت الله است و با "عرض پوزش "و "ذکر خاطرات مبارزات" و غیره مشاهده می شود؟!

مسأله ای در کشور اتفاق افتاده است که مقام معظم رهبری چنان گذشته به مدیرت آن پرداخته اند. در سخنرانی های عمومی آشکارا از تحریف یا سوء استفاده و یا بهانه قرار دادن بیانات خود، همگان را برحذر می دارند و به نحوی ناراحتیشان را از این موضوع اظهار می کنند؛ اما با این وجود جریان حاد، حادتر می شود و ابزارهای نامشروع و نامعقولی که در انتخابات 84 و 88 برای حاکمیت مجدد مافیاگران و فتنه گران برانداز مورد استفاده قرار گرفت، به کار می افتند. نتیجه:

- پیامک ها در تبادل اخبار دروغ، شایعه، بزرگنمایی و جنگ روانی فعالند!

- از مذاکرات دو نفره رییس جمهور و مقام معظم رهبری، پی در پی خبر پخش می شود؟!!

- استعفای رییس جمهور هر لحظه تکرار می شود.
و ...

در این میان بار دیگر راست و چپ میدان دار معرکه می شوند، صاحبان صفحات نشریه های سنتی و الکترونیکی می نویسند و دیگر تریبون داران سخنرانی می کنند. تحلیل پشت تحلیل، اخبار فراوان! براساس چه مدرک و سندی؟!

جالب است که آنچه یادمان رفته و یا از یادمان برده اند، براندازی 88 است و فتنه گرانی که علیه تمامیت اسلام محاربه کردند. و مست از باده پرشده اسراییل و آمریکا، به استراحت پرداخته اند! یادمان رفته که مثلث کروبی، خاتمی و موسوی، آرام و در امنیت لمیده اند، و تازه در این بلبشوی به راه انداخته، خاتمی به یاد دیدار از سالن تئاتر می افتد. به راهنمایی مسجدجامعی، عضو شورای شهر تهران! یو یادمان می رود که  چامسکی گفته است خاتمی پس از 11 سپتامبر با آمریکا همنوایی و همدردی  نشان داد و خواهان استفاده از این موقعیت برای نزدیکی بیشتر به آمریکا شد .خواسته ای که مدتی به دنبال آن بود و این ذره ای از سیاست های ذلت بار در دوران اصلاحات بوده است.یادمان می رود که فائزه هاشمی نه در پشت میز محاکمه به دلیل جرایم متعدد در براندازی 88، که از تریبون "لیاقت زبان"، نشان می دهد و هر چه از ادبیات و فرهنگ معنوی خود دارد، نثار دولت، یعنی ملت می کند و همچنان سرافراز در کوی و برزن ما می چرخد و در انتظار ثمردهی افاضات خویش است.

یادمان می رود که مجلسیانی که در براندازی 88 در بین نامزدهای سه گانه پخش شده بودند تا به هر شکل "نه احمدی نژاد" را جامه عمل بپوشانند. امروز سخت در تلاشند، در تلاش تا:

1- بودجه دولت را آنگونه که می توانند تصویب کنند!!

2- تعصب انقلاب دوستیشان گل کرده و برای حل معضل، در پی چاره ای بیچاره کننده اند.

یادمان می رود که امنیت برای فتنه گران چنان برقرار شده که خاتمی و بهزاد نبوی و دیگران بار دیگر به مراسم ختم روی آورده اند و علاوه بر دیدار تئاتر "حضور سرافرازانه‌شان" را به رخ مردم انقلابی می کشند.

یادمان رفته که نامزدهای شکست خورده 84 و از راه مانده 88 تیغ تبلیغات و هجمه را از نیام روزنامه و بلندگو و غیره برکشیده اند و آرزوی ریاست جمهوری را در موعدی خلاف، هر لحظه در سر می پرورانند.

و بالاخره یادمان رفته که حسین مرعشی به نمایندگی از سازندگی و توسعه و اصلاحات برای انتخابات ریاست جمهوری دهم برنامه دارد که این بار سیکل ریاست جمهوری چهار ساله است و چون نشد، براندازی به بهانه شکست انجام گرفت و چون سرکوب و رسوا شد، "نه احمدی نژاد" از سوی راست و چپ، امروز دنبال می شود؛ با هر بهانه، یا بی بهانه!

از یادمان برده اند یا خواهند برد که عدالتخواهی، این آرمان بزرگ اسلامی و این آرزوی همیشگی مقام معظم رهبری توسط کدام رییس جمهور عمل شد!

از یادمان خواهند برد که ساده زیستی توسط کدام رییس جمهور دولت انجام گرفت و اشرافیت مافیایی قلع و قمع شد.

از یادمان خواهند برد که مردم گرایی و خدمت گزاری را چه کسی پس از سه دهه در این مملکت به نمایش گذاشت.

از یادمان خواهند برد موضع هسته ای به شکست رسیده و تعطیل شده توسط دولت اصلاحات را چه کسی به عنوان مجری تدابیر مقام معظم رهبری به پیروزی رسانید. آمریکا و رژیم صهیونیستی و کل غرب شیطان را در این موضع به زانو در آورد و ملت را و نظام را به اوج عزتی که باید می داشت، رسانید.

از یادمان خواهند برد که مسکن مهر تا چه حد برای بی سرپناهان، سقفی ساخت و پابرهنگانی که در نگاه سردار سازندگی و در برنامه توسعه او انگل جامعه بودند، و برای پیشرفت جامعه باید لِه تر می شدند، در حلقه ملت جای گرفتند و از پرتو عدالت اسلامی بهره مند و این مهم در زمان کدام رییس جمهور انجام شد.

این گونه که پیش می رود، به زودی شاید به ما یاد بدهند که هاشمی یا خاتمی و یا پایین تر از آنها رییس مجلس یا یکی از منتظر الریاسه ها، در عدالتخواهی و عمل به آن پیش قدم بوده است. مسکن مهر کار آنها بوده و از مدت ها قبل انجام شده و در کارنامه دولت های پیش یا افراد نامبرده ثبت شده است.

یادمان بدهند، موضوع هسته ای را هاشمی رفسنجانی یا خاتمی یا رییس کنونی مجلس که از قضا، در دولت نهم، مدتی دبیر شورای امنیت ملی بود یا دیگرانی پیش برده اند.

یادمان بدهند ساده زیستی، ابتکار، تئوری و عمل، ازلی و ابدی، روسای دولت های سازندگی و اصلاحات و چهره های سیاسی راست و چپ بوده و هستند. این مهم هم اکنون نیز در زندگی آنها، ثروت های خانوادگی و فرزندانشان دیده می شود.

یادمان بدهند خدمت گزاری و مردم گرایی، سفرهای استانی و غیره را موسوی از نخست وزیری شروع کرد و هاشمی آن را به اوج رسانید و خاتمی ادامه داد و هم اکنون روسای دیگر آن را به اتمام می رسانند. و یادمان بدهند که نه چند ماه پیش که دو دهه پیش، رییس جمهور وقت، به لبنان سفر کرد و در مرز رژیم صهیونیستی ایستاد و علیه این رژِیم پلید سخن گفت و خاتمی در ریاست جمهوریش آن را تکرار کرد. و نامزدهای آماده از جناح راست و چپ، برای ریاست جمهوری در چند ماه پیش مورد استقبال حزب الله لبنان قرار گرفتند و ...

اما سخن اصلی و آخر!

دنیای سیاست، سیاست پیشگی و سیاسی کاری و در یک کلمه قدرت مداری، با مبانی دینی نه تنها ناسازگار است که متضاد و نافی آن است. اگر چنین نبود، معاویه سیاستمدار نمی شد و مولی الموحدین (ع) به نداشتن تدبیر سیاسی متهم نمی شدند و نیز قدرت فاسد است و فاسد کننده! یا باید با دین و عمل به مذهب، آن هم اسلام و تشیع، از طریق تقلید، آن را مهار کرده و خویش را در امان داشت و یا هر که باشی و به هر جا برسی، در دام فساد قدرت خواهی افتاد و برای رهایی خویش ملک و ملت را به تباهی خواهی رساند!

آنچه این جانب همواره در پی آن بوده ام، حاکمیت تشیع راستین، یعنی مبنا، انگیزه و هدف امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری است. دشمنی و دوستی با هر کس و هر معیار و میزان بدین جهت بوده، حتی اگر دچار اشتباه شده باشم، امروز نیز براین اساس با هر انحراف فکری و اعتقادی که از مسیر تشیع خارج باشد، به اندازه فهم و درک خویش به مخالفت و مبارزه برخواهم خاست. اگر تریبونی برای اظهار آن داشته باشم و البته نه هر تریبونی مثلا تریبون فتنه را؛ اما این مبنا و اصل که در خیل انبوه مومنان مشترک است، با اهداف و اغراض فتنه گران راست و چپ آمیخته نمی شد. به طور کلی مبنا و اصل دینی هرگز با راهکارهای سیاسی برای رسیدن به قدرت، قدرت پرستان آلوده نمی شود. از این رو می گویم که به گوش باشیم؛ یادمان نرود، از یادمان نبرند، یادمان ندهند و به هوش باشیم تا با ورودهای بیهوده، خود را چنان گذشته قیم ملت ندانیم و با قلم و زبان خود، برای کینه توزان، میدان مهیا نسازیم. این اشاره کافی است که چرا در این چند روزه یک باره تیتر اول سیاه و درشت یک روزنامه می شود، "تاریخ، تاریخ است و هاشمی، هاشمی".

*کارشناس مسایل سیاسی
نوشته : عبد ولایت    نظرات :

احمدي نژاد گفت :

"هدف آنها اين است که خاکريز را بزنند و

بعد از ريختن خاکريز، به سراغ حضرت آقا بروند

ولي بنده کوتاه نخواهم آمد،

چون اينجا بحث "احمدي نژاد" نيست

بلکه هدف نهايي آنها، خود آقا است".

نوشته : عبد ولایت    نظرات :

روي سينه اش خالكوبي كرد: فدايت شوم خميني!


زندگی شاهرخ در غفلت و گمراهی ادامه داشت. تا اینکه دعاهای مادر پیرش اثر کرد. مسیحا نفسی آمد و از انفاس خوش او مسیر زندگی شاهرخ تغییر کرد.



ادامه متن ...
نوشته : عبد ولایت    نظرات :

سخنم را در مورد توطئه علیه احمدی نژادی های واقیعی با این کلام رهبری شروع می کنم که فرموند: خلاف مصالح نظام كوتاه نمي آيم. پس اگر ولایتمداریم و به راستی سخنان رهبری اعتماد داریم از رهبری جلو نزنیم.


احمدی نژاد را ما نه از انتخابات ریاست جمهوری دهم بلکه پیش از انتخابات نهم ریاست جمهوری می شناسیم، مردی مخلص ولایت مدار و رئیس جمهوری که او را به خاطر همه ویژگی های خوبش ساده زیستی، خدمت گذاری و دوستی با فقرا و هزاران ویژگی دیگرش می شناسیم.

این روزها بحث در مورد احمدی نزاد داغ است و انسانها تند رو در این گیرو دار به حرف ها و نقل قول اکتفا کرده اما فراموش کرده اند که امام علی(ع) که آنها خود را شیعه علی می دانند فرمودند: بین حق و باطل چهار انگشت فاصله است آنچه می شنوی بیشترش باطل و آنچه میبینی بیشترش حق است.

این دوستان آنقدر تند رو هستند که این روزها دهان گشاد را بر فحش دادن به احمدی نژاد و دوری گزیدن از او گشوده اند، یکی از این افراد در وبلاگ خود در مورد دوری گزیدنش از احمدی نژاد نوشته است:

اما دیگرانی که هنوز از احمدی‌نژاد دم می‌زنند، احمدی‌نژادی واقعی نیستند؛ هرچند ترجیح می‌دهند هنوز به همین نام خوانده شوند! البته اینها از نظرات و تصمیمات احمدی‌نژاد مخصوصا درباره مکتب ایرانی، احترام به علما، مشایی و … در بهت و حیرتند اما با این وجود، همچنان احمدی‌نژاد را بر دیگر چهره‌های اصولگرا ترجیح می‌دهند!

باید به این دوست عزیز که خود را احمدی نژادی معرفی کرده باید بگویم که شما انهایی را درستکار میدانید که با موج فحش کاری و تهمت زدن شما علیه احمدی نزاد پیش روند و اگر کسی همراه با شما نوبد و با شما هم صدا نشداحمدی نژادی واقعی نیست؟

با افتخار تا نظر رهبری احمدی نژادیم

این چه استدلال نادرستی است در انتخابات نهم ریاست جمهوری امثال تو کجا بودند که حالا دم از احمدی نژاد بودن اما نبودن می زنند؟

آن روزی که احمدی نژادی های امروز که چشم بر لبان مبارک رهبری دوخته اند در میدان ولیعصر گلو پاره می کردند تا از احمدی نژاد دفاع کنند و در انتخابات دهم شب ها مرحم بر زخم های حاصل از ضرب و شتم از سوی سبزی های می گذاشتند و فحش ناموس می نشیدند جریان "من احمدی نژادی نیستم"کجا بود؟

شما و امثال شما آن روزهای انتخابات نهم کجا بودید که من و امثال من که این روزها چشم به نظر رهبری دوخته اند تا تصمیم بگیرند با احمدی نژاد با علیه احمدی نژاد  از پول جیبشان برای دکتر ولایتمدار تبلیغ می کردند شما کجا بودید؟

البته این روزها هرکسی در منبر تروبونها و محافل  و مجالس به احمدی نژاد حمله نکند و به دولتی ها فحش ندهد روشنفکر البته به تعبیر شما دوست جوان نیست.

جریان "من احمدی نژادی نیستم" در مورد رخداد های کشور بطور حتم رهبری را دسته کم گرفته که اینگونه مانند دیگر دوستانتان مثلا با بصیرت که تیتر های مختلفی از شکل گیری جریان "من احمدی نژادی نیستم" زده و در رسای دوری گزیدن از رئیس جمهور ولایتمدار مطلب می نویسند بر خلاف ادعاهای خود رهبری را دسته کم گرفته اید.

مگر سردار عزیز جعفری در مورد ولایتمدار بودن احمدی نژاد سخن نگفتند خوب است که اینقدر حیا دارید وگرنه همه کشور را در مورد دفاع از احمدی نژاد فحش باران می کردید.

شما و دوستان جریان "من احمدی نژادی نیستم" فراموش کرده اید که در طول انقلاب اسلامی ایران هرکه از قطار انقلاب پایین پرید زیر ریبل های فولادی انقلاب رفت، اما بدانید امروز احمدی نژاد در قطار انقلاب در واگن فقرا و مستضعفین است.

من نیز به عنوان یکی از حامیان احمدی نژاد که سالهای بسیاری مانند مخلصان دیگر انقلاب اسلامی، امام راحل، امام خامنه ای و احمدی نژاد از دولت دفاع کردیم اما بر خلاف همه تهمت ها هیچ سودی مادی از دولت به ما نرسید و حتی دنبالش نرفتیم چراکه حامی واقعی بودیم اعلام می کنم:

تا رهبری عزیزمان که به خوبی موقعیت های نظام را تشخیص داده و می دهند و نظر خود را برای ادامه حرکت انقلابی ملت اعلام می کنند نظری در مورد احمدی نژاد نداده اند بر اساس دفاع ایشان در تاریخ ۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ که در دفاع از رئیس جمهور و اعضای دولت سخن گفتند، با افتخار احمدی نژادی می مانم.

روزنامه نگار مسلمان/

نوشته : عبد ولایت    نظرات :
درخواست علیرضا قزوه از مختار ثقفی

 
مختار!

راهی نمانده است

همین امشب 

از سریال بیرون بزن

پیش از آن که شمر و سنان کاری کنند

با کمک سازمان ملل

بیرون بزن

 با همین کیان ایرانی و همین ایرانیان

که نشسته اند پای گیرنده هایشان

و با همین شمشیرها

که در دست فرزندان مالک است

به جنگ شمر برویم

و شمر همین آل خلیفه است

همین عبدالله است و همین عبیدالله

و شمر همین شورای اعراب اند

که منجنیق آورده اند در بحرین

و" آیات" خدا را می کشند و لگدمال می کنند

وگرنه اهل سنت با مایند

و عاشقان رسول الله با مایند

تنها شمر و سنان

با آل سعود و آل خلیفه

با آل شکم و آل حرام آن سویند

و آل کاخ سفید و آل کاخ الیزه آن سویند

و آل بی بی سی

همیشه آن سو بودند

به مختار گفتم چاره ای نمانده

باید از دل سریال بیرون زد

با اسب

با شمشیر

با قایق های تندرو و با شعر

که  جهان همین کوفه ست

و عاشقان علی(ع) امشب

بر پشت بام های زمین آتش روشن کرده اند

نوشته : عبد ولایت    نظرات :
تمامی حقوق مادی و معنوی این مجموعه برای صاحب اثر محفوظ می باشد!
کپی برداری از مطالب ، تنها با ذکر نام و لینک منبع مجاز می باشد.